بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٢٧ - حكايت ٦٤ باطلان را چه خوش آيد؟ باطلى # عاطلان را چه خوش آيد؟ عاطلى
حكايت ٦٤
|
باطلان را چه خوش آيد؟ باطلى |
عاطلان را چه خوش آيد؟ عاطلى |
|
حضرت موسى ٧ به گوسالهپرستى فرمود: اى كسى كه از روى شقاوت و گمراهى انديشه بد يافتهاى، در مورد پيغمبرى من صد نوع گمان و شك آوردى، در حالىكه من داراى دلايل روشن و اخلاقى نيكو هستم. تو صد هزاران معجزه از من ديدهاى ولى در مقابل هر معجزه صد نوع شك و گمان به خود راه دادهاى. دريا را آشكارا خشك كردم تا شما از گزند فرعونيان نجات يافتيد. در طول سال از آسمان طبقهاى طعام و خوان نعمت مىرسيد و از دعاى من از سنگ، جوى آب روان شد.
اين معجزهها و صدها معجزه ديگر از من ظهور كرد ولى آن پندارهاى ياوه را از تو كه دلى سرد دارى نكاست. ولى در مقابل گوسالهاى بر اثر جادو بانگى برآورد و تو بر آن سجده كردى و گفتى كه خداى من تويى! چرا سيلاب صداى گوساله آن توهّمات و زيركى تو را برد؟ چرا درباره گوساله بدگمان نشدى؟ و اينگونه در برابرش سر به سجده نهادى؟ چرا از تزوير سامرى خيالى به تو دست نداد؟ و چرا از فساد سحر او كه نابخردان را مىفريبد، دچار خيال و بدگمانى نشدى؟
اى سگسيرتان، سامرى كيست كه بتواند در جهان خدايى كند؟
چگونه در اين تزوير با او يكدل شدى؟ و از همه اشكالها دست كشيدى؟
آيا مىشود كه به دروغ گاوى را خدا پنداشت و درباره نبوت من صد نوع اختلاف پديد آورد؟