بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٧٥ - ج - تنبيه بدنى كنيد
٤- دست نيافتن زن به شوهر مورد نظر.
٥- ارضا نشدن زن در مسائل جنسى.
٦- فقر مادى و تنگى معيشت.
٧- سوءاستفاده از آزادى و عدم كنترل شوهر بر زن.
٨- رابطه زن با مردان نامحرم در محل كار و ساير اماكن.
٩- مجالست و مراوده با دوستان و همسايگان منحرف و ناباب.
هريك از عوامل پيشگفته و عواملى از اين قبيل، مىتواند انگيزه انحراف و يا زمينهساز انحراف اخلاقى و فساد زن را دربر داشته باشد كه در اينصورت زندگى مشترك با چنين زنانى جز غصّه و فرسوده شدن جسم و جان چيز ديگر نيست.
|
گفت نُه مستور صالح خواستم |
قحبه گشتند و ز غم تن كاستم |
|
مرد دلقك گفت: ازاينرو من براى دهمين بار از يك زن فاحشه خواستگارى كردم و او را به همسرى برگزيدم تا ببينم عاقبت كار او چه مىشود.
|
خواستم اين قحبه را بىمعرفت |
تا ببينم چون شود اين عاقبت |
|
آيا مىشود براى پرهيز از خيس نشدن از زير باران به زير ناودان رفت؟
دلقك در واقع چنين كرد. وى به جاى اينكه عوامل انحراف زنان خود را ريشهيابى كند و در پى درمان آنها برآيد از زير باران به زير ناودان مىرود و اين درست مثل اين مىماند كه شخصى براى فرار از دست ناهنجارىها و نارسايىهاى عقل جزئى، پناه به ديوانگى ببرد، درحالىكه مىتوانست عوامل ضعف عقل جزئى را برطرف كند و او را با خلق و خوى عقل كلّى آشنا سازد.
|
عقل را من آزمودم هم بسى |
زين سپس جويم جنون را مَغرَسى |
|
***