بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٨٠ - ٢ - گواهى اعضاء و جوارح انسان در روز قيامت
مىگويند «روز قيامت» و نمىگويند: «شب قيامت»، به خاطر همين باشد كه پرده سياه شب مانع رؤيت اشياء مىگردد، بهعكس روز كه همهچيز هويدا و آشكار است.
در هرحال نكته مورد نياز ما در استنتاج اين حكايت، كشف اسرار و پنهانىهاى اعمال انسان در روز قيامت است. اسرار و پنهانىهاى مثبت و منفى.
مثبت؛ يعنى اعمال خير و عباداتى كه مؤمن براى خدا انجام مىداده و راضى نبوده كسى از آن مطلع گردد. منفى؛ يعنى اعمال شرّى كه افراد منحرف انجام مىدادند و براى حفظ آبروى اجتماعى خود آن را از مردم مخفى مىداشتند. ولى آن روز خاصيت «تبلى السرائر» ى قيامت مؤمنان را خوشحال مىكند و منحرفان را شرمنده و سرافكنده مىسازد.
حال سخن در اينجاست كه خاصيت «تبلى اسرائر» ى روز قيامت چگونه انجام مىشود؟ يعنى از چه راههايى اسرار و خصوصيات مخفى انسانها آشكار مىگردد؟ قرآن راههاى مختلفى را براى انجام اين مهم بيان مىكند كه ما با حفظ اختصار، سرفصل هريك از اين راهها را مىآوريم:
١- تغيير چهره و حالات انسان در روز قيامت:
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ* ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ* وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ* تَرْهَقُها قَتَرَةٌ* أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ[١]
«صورتهايى در آن روز گشاده و نورانى است. خندان و مسرور است. و صورتهايى در آن روز غبارآلود است. و دود تاريكى آنها را پوشانده. آنها همان كافران فاجرند.»
٢- گواهى اعضاء و جوارح انسان در روز قيامت:
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ[٢]
«در آن روز زبانها و دستها و پاهايشان بر ضدّ آنها به اعمالى كه مرتكب مىشدند گواهى مىدهد.»
[١] - عبس: ٣٨ الى ٤٢
[٢] - نور: ٢٤