بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٨٤ - استنتاج
|
گفت او هم از ضرورت اى اسد |
از چو من لاغر شكارت چه رسد؟ |
|
سگانى همچون تو در صحراى زندگى به جاى شكار انسانها، گورخر شكار مىكنند، درحالىكه تو با هزار و يك ترفند در پى بدام انداختن انسانى!
|
گور مىگيرند يارانت به دشت |
كور مىگيرى تو در كوى، اين بد است |
|
|
گور مىجويند يارانت به صيد |
كور مىجويى تو در كوچه به كيد |
|
اى بىچاره، مگر نمىبينى كه سگانى همچون تو وقتى تحت تعليم قرار گرفتند، در پى لقمه حلال مىروند ولى توى بىمايه به جاى لقمه حلال، انسانها را شكار مىكنى!
|
آن سگ عالِم شكار گور كرد |
وين سگ بىمايه قصد كور كرد |
|
مگر نه اين است كه «كلب معلّم- سگ تربيت شده» همچون تو سگ است ولى از بركت تعليمات الهى و تشخيص حلال و حرام، تنها به دنبال لقمه حال مىرود.
|
علم چون آموخت سگ رست از ضلال |
مىكند در بيشهها صيد حلال |
|
وقتى كه سگ تحت تعليمات سازنده قرار گرفت، از هرزهخورى دست بر مىدارد و براى به دست آوردن لقمه حلال تلاش مىكند. تو نگو طبيعت سگ هرزهخورى و درندگى است! نه، تعليم و تعلّم مىتواند طبيعتها را دگرگون كند چنانكه تربيت غلط، بعضى از انسانها را همچون حيوان و بلكه بدتر از حيوان كرده است.
... أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ[١]
و بعضى از حيوانات را به مرتبه انسانى رسانده است، چنانكه سگ اصحاب
[١] - اعراف: ١٧٩