بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٣٥ - استنتاج
همچون صفات نكوهيده ديگر روانى، داراى مراحل مختلفى است كه ضعيفترين مرحله آن را مىتوان احساس وجود چنين حالتى در چهارچوب درون انسان يافت كه اگر اين مرحله كنترل يا سركوب نگردد پا به مرحله ديگر مىگذارد و مىرسد به مرحلهاى كه خود را به شكل ثروت، شهرت، درجه، پست و مقام و حتى نماز و روزه و ساير اعمال عبادى و تعلّقات كاذب ديگر به نمايش مىگذارد، آنان با تظاهر خود را منتسب به ارزشهايى مىكنند كه يا اصلا ارزش نيست و يا اگر هم ارزش باشد لااقل براى اينگونه افراد متظاهر نمىتواند ارزش باشد.
قرآن در احوالات قوم يهود و نصارى آياتى دارد كه آنان در مقابل اقوام ديگر امتيازاتى براى خود قائل بودند و هرگز شايستگى آن را نداشتند و يا اساسا انتساب به چنين امتيازى برخلاف فرهنگ توحيدى بوده است، آنان مىگفتند: هيچكس جز يهود و نصارى هرگز داخل بهشت نخواهد شد.
وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى ...[١]
و يا مىگفتند: ما قوم يهود و نصارى فرزندان خدا و دوستان- خاص- او هستيم.
وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ ...[٢]
در مقابل اين ادعاى كاذب آنان آيه نازل شد كه:
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا* انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ كَفى بِهِ إِثْماً مُبِيناً[٣]
«آيا نديدى آنهايى را كه خودستايى مىكنند ولى خدا هركس را بخواهد ستايش مىكند و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد* ببين چگونه به خدا دروغ مىبندند و
[١] - بقره: ١١١
[٢] - مائده: ١٨
[٣] - نساء: ٤٩ و ٥٠