بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢١٢ - استنتاج
انكار مىكنند؛ چراكه اصل وجود آفريدگار جهان را منكرند و لازمه اثبات نقش سازنده دعا در زندگى انسان، اثبات وجود خدا براى اينگونه افراد است كه از مبحث استنتاج ما خارج است. و اما افراد موحّد ضمن پذيرفتن اصل دعا اشكالاتى نيز بر آن وارد مىسازند؛ از آن جمله مىگويند: خداوند در قرآن مىفرمايد:
وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ....
«پروردگار شما گفته است: مرا بخوانيد تا- دعاى- شما را اجابت كنم.»
و به دنبال آيه، تهديد هم مىكند كه
... إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ.[١]
«كسانى كه از عبادت و- خواندن- من تكبّر مىورزند، به زودى با ذلّت وارد آتش جهنّم مىشوند.»
حال كه چنين است و وعده خدا هم راست است؛ إِنَّما تُوعَدُونَ لَصادِقٌ.[٢]
پس چرا بسيارى از دعاهاى ما به هدف اجابت نمىرسد؟ و خداوند خواستههاى ما را برآورده نمىكند؟
پاسخ اين پرسش را قرآن اينگونه داده است:
وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ ...؛[٣] «و از هرچه كه تقاضا كرديد به شما عطا كرد.»
بسيارى از مفسّران عالىقدر «من» در آيه فوق را تبعيضيه دانستهاند[٤]، در اين صورت معناى آيه چنين مىشود: خداوند از هرچه كه تقاضا كرديد، بعض آن چيزها را به شما عنايت كرد.
و اين بهخاطر آن است كه انسان آگاهى كامل به سود و زيانش ندارد، اى بسا
[١] - غافر: ٦٠
[٢] - ذاريات: ٥
[٣] - ابراهيم: ٣٤
[٤] - تفسير مجمع البيان؛ تفسير كشاف.