بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤٢ - استنتاج
حكايت ٦٧
|
بلبلان را جاى مىزيبد چمن |
مرجُعَل را در چمين خوشتر وطن |
|
حكيمى گفت: در بيابانى ديدم كه لكلكى با زاغى همراه است، با تعجب به دنبال علّت همراهى اين دو پرداختم تا ببينم چه وجه مشتركى بين اين دو حيوان وجود دارد كه ميانشان دوستى ايجاد كرده است؟ وقتى به آنان نزديك شدم با حيرت ديدم كه هر دوى آنها لنگ هستند.
|
يك نشان آدم آن بود از ازل |
كه ملائك سر نهندش از محل |
|
|
يك نشان ديگر آنكه آن بليس |
ننهدش سر كه منم شاه و رييس |
|
|
پس اگر ابليس هم ساجد شدى |
او نبودى آدم او غيرى بدى |
|
|
هم سجود هر مَلك ميزانِ اوست |
هم جحود آن عدو برهان اوست |
|
|
هم گواهِ اوست اقرار ملك |
هم گواه اوست كفران سگك |
|
استنتاج
خداوند تبارك و تعالى در مقام خلقت مخلوقات، سه گروه از مخلوقات را بر وجهى كه بر ساير مخلوقات مشخص و مميز باشند، آفريد.
گروه اول، كه قرآن از آنان بهعنوان «ملائك» ياد مىكند، بندگان گرامى خداوند