بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٣٢ - قدرتنمايى حضرت موسى در قالب معجزات
... وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ ....
هارون كه برادرش موسى را عصبانى ديد براى آرام كردن او از حربه عاطفى استفاده كرد و با جمله «ابن ام- فرزند مادرم» با وى به نرمى سخن گفت كه: اى فرزند مادرم، اين گروه مرا در فشار گذاردند و نزديك بود مرا به قتل برسانند، بنابراين كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده.[١]
*** اينكه چرا قوم موسى با مشاهده آنهمه معجزات، باز به انحراف كشيده شدند دلايل تربيتى، اخلاقى، روانى و اجتماعى فراوان خاص خودش را دارد ولى مولانا پاسخ اين پرسش را به طريق بسيار جالبى داده است كه ما در مطاوى تفسير ابيات مورد استنتاج به آن اشاره خواهيم كرد.
در اين حكايت موسى، كنايه است از عقل كلّى
هارون، كنايه است از عقل جزئى[٢]
قوم موسى، كنايه است از طبايع سركش و تمايلات طغيانگر انسان.
سامرى، كنايه است از نفس اماره.
گوساله، كنايه است از تعلّقات و تعيّنات دنيا.
موسا (عقل كلى) براى رؤيت جمال دوست و رسيدن به مقام جذب و انجذاب، مدتى طبايع سركش نفس را در اختيار عقل جزئى (هارون) قرار مىدهد، وقتى بازمىگردد مشاهده مىكند كه نفس اماره با توسل به تعلّقات دنيا و زيبايىهاى فريباى تعيّنات آن مجسمهاى ساخته است كه همه طبايع و تمايلات نفس انسان در مقابل آن بهعنوان آفريدگار جهان به پرستش مشغول شدهاند، اين كار گرچه عقل
[١] - اعراف: ١٥٠
[٢] - مراد از اين دو عقل در پاورقى حكايت ٤٨ آمده است.