بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣١٠ - استنتاج
او خدا را آنچنان مىديد كه نفس خويش را مىبيند.
|
مور ضعيف و ناتوان چون شكل يزدانى كشد |
بىشك به شكل مورچه با شاخ حيوانى كشد |
|
لذا بهعنوان ستايش از خدا و اظهار عجز و عبوديت در مقابل او، مىخواهد پارگى چارق او را بدوزد، موهاى ژوليده سرش را شانه كند، لباسهاى پرچرك و شپشش را بشويد و از بين ببرد، از شير بزش او را سير كند، دست و پايش را بمالد و براى استراحت رختخوابى به زيرش پهن كند و ....
اين طرز عبوديت يك بندهاى است كه اعتقادش از عمق جانش سرچشمه گرفته و منطبق با برداشتهاى ذهنى خود اوست ولى حضرت موسى ٧ كه مأموريت دارد بندگان خدا را آنچنان به عبادت خدا وادار كند كه منطبق با واقع است اين طرز بندگى را نمىپسندد، لذا ضمن هدايت چوپان، او را از عواقب سوء اين كفريات برحذر مىدارد.
چوپان كه گويى براى اولينبار بود اعتراض عتابآلود در خصوص اعتقاد (به گمانش) خالص خود شنيده بود، بسيار ناراحت و دلشكسته دهانش را مىبندد و حضور موسى را ترك مىكند.
با شكسته شدن دل چوپان، دل خدا هم مىشكند؛ چراكه خدا در دل شكسته مؤمنان راستين جاى دارد.
|
وحى آمد سوى موسى از خدا |
بنده ما را ز ما كردى جدا |
|
|
تو براى وصل كردن آمدى |
نى براى فصل كردن آمدى |
|
فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ* لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ[١]
«پس تذكر ده، تو فقط تذكردهندهاى* تو مسلط بر آنها نيستى كه مجبورشان- بر
[١] - غاشيه ٢١ و ٢٢