بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٩٩ - استنتاج
عرضه داشتيم بلى يا رسول اللّه. حضرت فرمود: اوّل احيمر ثمود؛ يعنى كسى كه ناقه صالح را پى كرد، دوّم كسى كه شمشير بر اينجاى سر تو خواهد زد (با دست اشاره به سر على ٧ كرد).[١]
و اما روايتى كه دلالت دارد حضرت على ٧ قاتل خود را مىشناخت و خبر شهادتش را به دست او داد.
٣- چون على ٧ مردم را در آغاز براى گرفتن بيعت گرد آورد، همين عبد الرحمان بن ملجم پيش آمد كه با آن جناب بيعت كند، حضرت دو يا سه بار او را برگرداند و بيعتش را نپذيرفت. سپس به او فرمود: چهچيز از شقىترين اين امت جلوگيرى كرده؟ «فو الّذي نفسي بيده ليخضبنّ هذه من هذه و اشار بيده الى لحيته و رأسه» «سوگند به آن خدايى كه جانم به دست اوست، هر آينه اين محاسن از خون اين سرم خضاب خواهد كرد.»
و سپس شعرى به همين مناسبت انشاد فرمود كه:
|
اشد حياز يمك للموت فان الموت لاقيكا |
و لا تجزع من لا موت اذا حل بواديكا |
|
«كمرت را براى مرگ محكم ببند و مهياى آن باش؛ زيرا مرگ به ديدارت خواهد آمد و آنگاه كه به سراغت آمد از آمدنش بيتابى مكن.»[٢]
٤- مطابق نقل ديگرى، على ٧ به مردم عطايى مىداد، همينكه نوبت به ابن ملجم رسيد فرمود:
|
اريد حبائه و يريد قتلي |
غديرك من خليلك من مراد |
|
«من زندگى (يا عطاى) او را خواهانم ولى او اراده كشتن مرا دارد، عذر آن دوست
[١] - همان مدرك.
[٢] - مقاتل الطالبيين، ص ٣١.