بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٠٨ - استنتاج
را ندارد يا قدرتمند خوبى است ولى هنر بهرهبردارى صحيح از قدرتش را ندارد. يا عالم خوبى است و يا شهرت و پست و مقام و جايگاه و توانمندىهاى خوبى دارد ليكن هنر بكارگيرى صحيح از اين امكانات را ندارد. و چون اين هنر را ندارد هريك از اين امتيازات، همچون موجى او را در كام خود فروخواهد برد و عامل ناهنجارىهاى روانى و اضطرابهاى درونى و در نهايت اسباب خسران دنيا و آخرت او را فراهم خواهد آورد. لذا قرآن توصيه مىكند اگر در كارى اهليّت نداريد و هنر صحيح انجام دادن آن در شما نيست، او را واگذار به اهلش كنيد.
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها ....[١]
«خداوند به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبان آن برسانيد.»
و اگر اين قدرت روحى در شما نيست كه از آن موقعيت چشم بپوشيد، حداقل هنر انجام دادن آن را از هنرمندان اهلش بپرسيد.
... فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.[٢]
«اگر نمىدانيد از اهل اطلاع سؤال كنيد.»
باتوجه به مفهوم گسترده «اهل ذكر» كه همه آگاهان در همه زمينهها را شامل مىشود، بايد بپذيريم كه لازمه صحيح انجام دادن هر كارى و يا صحيح نظر دادن در هر رشتهاى، آگاهى و هنرنمايى در چگونگى انجام آن كار است.
حال اگر كسى بدون آگاهى و هنر كافى در انجام يك كارى دست به انجام آن كار زند، نتيجه آن مىشود كه كوچكترين اشتباه بزرگترين انحراف را به همراه خود بياورد، چنانكه ديديم انحراف و كژ قرار گرفتن يك تار موى ابرو، حقيقتى را براى انسان وارونه جلوه مىدهد.
بالأخره چه كسى مىتواند اين انسان كژبين و خيالگرا را به اشتباهش آگاه كند؟
[١] - نساء: ٥٨
[٢] - نحل: ٤٣