بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٣٧ - حكايت ٨٧ حكمت دنيا فزايد ظن و شك # حكمت دينى برد فوق فلك
حكايت ٨٧
|
حكمت دنيا فزايد ظنّ و شك |
حكمت دينى برد فوق فلك |
|
عربى بر روى شتر خود دو جوال پربار كرده و خود بر روى آن نشسته بود و راه مىسپرد، مرد حكيمى به او برخورد مىكند و مىپرسد در اين دو جوال چيست؟
عرب شترسوار: يكى پر از گندم است و ديگرى پر از ريگ.
مرد حكيم: چرا ريگ در جوال كردهاى؟
عرب شترسوار: براى اينكه تعادل بار حفظ شود.
مرد حكيم: مىخواستى به جاى جوال ريگ، جوال گندم را دو نيم كنى تا هم تعادل بار شتر حفظ شود و هم وزن بار شتر كم گردد.
عرب از پيشنهاد وى خوشش آمد آنچنانكه او را سوار بر شتر خود كرد و از وى پرسيد: تو با اين عقل و كفايت شاهى يا وزير؟
مرد حكيم: نه شاه هستم نه وزير بلكه سر و وضعم گواهى مىدهد كه من اين كاره نيستم.
عرب شترسوار: بگو ببينم چند رأس شتر و چند رأس گاو دارى؟
مرد حكيم: نه گاوى دارم و نه شترى.
عرب شترسوار: چه اجناسى در مغازهات دارى؟
مرد حكيم: من نه مغازهاى دارم و نه اجناسى.
عرب شترسوار: خوب چقدر پول نقد دارى؟