بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٥٠٣
حكايت ٥١/ صفحه ٢٦٢
|
نفس توست آن مادر بدخاصيت |
كه فساد اوست در هر ناحيت |
|
حكايت شخصى كه مادرش را كشت .... بيان چهار راه براى مبارزه با فساد ... براى مبارزه با مفاسد بايد دنبال علتها رفت ....
حكايت ٥٢/ صفحه ٢٦٦
|
پس بدان كه صورت خوب و نكو |
با خصال بد، نيرزد يك تسو |
|
حكايت پادشاهى كه دو غلام داشت يكى بظاهر زيبا بباطن زشت و ديگرى بظاهر زشت به باطن زيبا ....
معيار در شناخت خوب و بد انسانها.
حكايت ٥٣/ صفحه ٢٧١
|
آن حسودان بد درختان بودهاند |
تلخگوهر، شوربختان بودهاند |
|
حكايت پادشاهى كه يكى از غلامان را بر ساير غلامان ترجيح مىداد ... حسادت يكى از بيماريهاى روانى و زيان اين بيمارى به انسان.
حكايت ٥٤/ صفحه ٢٧٦
|
اى خنك جغدى كه در پرواز من |
فهم كرد از نيكبختى راز من |
|
حكايت باز شكارى كه راه خود را گم كرده بود و در ميان جغدها فرود آمد ... انگيزه حفظ ذات در انسان.
حكايت ٥٥/ صفحه ٢٨٠
|
سجده نتوان كرد بر آب حيات |
تا نيابى زين تن خاكى نجات |
|
حكايت تشنهاى كه بر سر ديوارى در كنار جويبارى نشسته بود و آجرهاى ديوار را مىكند و به آب مىانداخت .... هدف يكى از اركان انجام هر كارى است ... هدف از خلقت انسان چه بوده است؟
حكايت ٥٦/ صفحه ٢٨٦
|
خار بُن دان هر يكى خوى بدت |
حكايت مردى كه در سر راه ديگران خار مىكاشت ... تقسيم گناهان به كبيره و صغيره مطالبى پيرامون اين دو.