بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٨٦ - استنتاج
زيرا اوهام، ناديدنىها را در پرده غيب بيش از آنچه كه هست بزرگ جلوه مىدهد، ولى وقتى يقين آمد اوهام و خيالات دور از حقيقت او از بين مىروند.
چنانكه لازمه سرسبزى زمين، آسمان بارانى است، اگر آسمان نبارد، زمين هم نمىبالد.
|
گر سماى نور بىباريده نيست |
هم زمين تار بىباليده نيست |
|
پس زمين قلب هر انسانى استعداد رويش شكوفههاى معرفت را دارد، اين سالك الى اللّه است كه با ايمان به اين استعداد، قدرت خويش را به منصّه ظهور و بروز مىرساند؛ چراكه ارزش ايمان به حقايق پنهان، بيش از ارزش ايمان به حقايق آشكار است.
|
يؤمنون بالغيب مىبايد مرا |
زان ببستم روزن فانى سرا |
|
قرآن اولين اوصاف ارزشمند انسان پرهيزگار را ايمان به غيوب مىداند و مىفرمايد:
... الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ...[١]
اگر آن جوان «سالك مبتدى» پرده اوهام را از ذهن خود بدور مىكرد و حضرت سليمان را در كسوت ناشناس ماهيگيرى مىشناخت و ايمان مىآورد، بسى بهتر از آن بود كه او را در كسوتشناس، بشناسد و به وى ايمان آورد.
مولانا براساس آيه فوق، عقيده دارد كه خداوند روزن اين دنياى فانى را به سوى آخرت (و عالم غيب) از آن جهت بست كه به آخرت غايبانه ايمان آورده شود؛ زيرا ايمان به حقايق غيبى پسنديدهتر از ايمان به حقايق مشهود است.
[١] - بقره: ٣