بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٥٥ - مهر براى چه؟
انحراف از طريق مستقيم زندگى يا به تعبير شرع مقدس آلودگى به گناه و بىتوجهاى نسبت به اين آلودگى است.
قرآن گناه را زنگارى مىداند كه بر آيينه قلب انسان نقش مىبندد:
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ[١]
«چنين نيست كه آنها خيال مىكنند بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است.»
تشبيه گناه به زنگار چرا؟
براى اينكه: همچنانكه زنگار سختترين فلز را سوراخ و پوسيده مىكند، گناه نيز ظرف قلب انسان را مىپوساند.
و در جاى ديگر مىفرمايد:
... كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ[٢]
«اينگونه خداوند بر قلب هر متكبر طغيانگرى مهر مىنهد.»
مهر براى چه؟
براى اينكه از دريافت فيضهاى الهى محروم شود.
براى اينكه از درك واقعيات محروم بماند.
براى اينكه ذائقه آنها شيرينى حق را احساس نكند.
براى اينكه حلاوت ذكر خدا از آنان گرفته شود.
*** مولانا در راستاى اثبات آنچه كه گفته شد، مىفرمايد: يكى از همين قبيل افرادى كه حقايق در پيش او قلب شده بود، مدعى بود كه خدا در مقابل تباهىهاى او كارى به او ندارد! خداوند به شعيب وحى كرد كه به اين نادان بگو من خداى
[١] - مطففين: ١٤
[٢] - غافر: ٣٥