بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٨ - استنتاج
را با چوب تهذيب و رياضت بيشتر، مورد تأديب قرار مىدهد. آنچنانكه گاهى حيثيّت ظاهرى او، از ديد عوام الناس خدشهدار مىگردد.
سالك مبتدى كه از واقعيت اين تأديب بىاطّلاع است، نسبت به آنچه بر او گذشته دلشكسته مىگردد و در بحران روانى خاصى قرار مىگيرد؛ بگونهاى كه سكوت و انزواطلبى را اختيار مىكند.
در اين حالت است كه سالك مبتدى برخورد مىكند با مردى كه او نيز از حيث حيثيت ظاهرى مخدوش است يا به تعبير مولانا اين شخص هم مثل طوطى «سالك مبتدى» كل است. سالك مبتدى با ديدن اين شخص با خود مىگويد:
اين بنده خدا هم، چون من مبانى و ارزشهاى طريقت را ناديده گرفته و شيخ طريقتش او را مورد تأديب قرار داده است!
وقتى حديث نفس خود را در قالب سؤال براى آن شخص بازگو مىكند و كلى آن شخص را با كلى خود قياس مىكند، مورد خنده و تمسخر همگان قرار مىگيرد.
كه اين چه قياس بىاساس است تو مىكنى؟!
|
از قياسش خنده آمد خلق را |
كو چو خود پنداشت صاحب دلق را |
|
تو از كجا مىدانى كه عامل كچلى اين شخص همان بوده كه تو را كچل كرده است، مگر تشابه ميان پديدهها مىتواند دليل يگانگى آنها باشد؟
تو حق ندارى كار ديگران را با كار خودت قياس كنى و فكر كنى كه شير درنده با شير خوردنى هر دو يكى است. چرا؟ چون هر دو با كلمه «شير» نوشته مىشوند!
|
كار پاكان را قياس از خود مگير |
گرچه ماند در نبشتن شير شير |
|
اى سالك بدان، علّت گمراهى مردم بخاطر همين است كه بدون آگاهى از ماهيت كار مردان الهى، كار آنان را با كار خودشان قياس مىكنند.
|
جمله عالم زين سبب گمراه شد |
كم كسى ز ابدال حق آگاه شد |
|