بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٥٧ - استنتاج
حال پرسش اين است: باتوجه به اينكه ما در اوصاف حضرت حق معتقديم:
... لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ...؛[١] «همانند او چيزى نيست»
و وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ؛[٢] «و براى او هرگز مانندى نبوده است.»
معناى اين جمله از روايت فوق كه فرمود «لوجدتني عنده»؛ «تو اگر آن مؤمن را عيادت مىكردى مرا پيش او مىيافتى.» يا به تعبير مولانا «او منم نيكو ببين»، چيست؟
آيا اين جملات ما را به پرتگاه تشبيه نمىكشاند و بوى شرك نمىدهد؟!
در پاسخ بايد گفت: حقيقت همان است كه معتقديم و باتوجه به آن اعتقاد است كه قرآن مىفرمايد:
... وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ...[٣]؛ «و او با شماست هرجا كه باشيد.»
يعنى او احاطه بر همه عالم امكان دارد، هيچكسى و جايى و نكتهاى از او غايب نيست، هرجا كه نظر كنى، او را مشاهده خواهى كرد، اما نه مشاهده با چشم سر!
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ ...[٤]؛ «چشمها او را نمىبيند.»
... لَنْ تَرانِي ...[٥]؛ «- يا موسى- هرگز مرا نخواهى ديد.»
بلكه مشاهده با چشم دل و شهود باطنى و معنوى، شاهد براين سخن يا سخنى است كه حضرت على ٧ در مقابل سؤال ذعلب يمنى مىدهد:
ذعلب از حضرت پرسيد:
«هل رأيت ربّك يا امير المؤمنين؟»؛ «اى امير مؤمنان، آيا پروردگار خود را ديدهاى؟»
حضرت فرمود: «أفأعبد ما لا أرى؟»؛ «آيا چيزى را كه نمىبينم پرستش كنم؟»
[١] - شورى: ١١
[٢] - اخلاص: ٤
[٣] - حديد: ٤
[٤] - انعام: ١٠٣
[٥] - اعراف: ١٤٣