بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٣٤ - استنتاج
حكايت ٦٥
|
چون دوايت مىفزايد درد، پس |
قصه با طالب بگو، بر خوان عبس |
|
مسلمان دلسوزى وقتى ديد كه پند و اندرز او در شخصى ابله اثرى نمىكند، ترجيح داد كه او را ترك كرده، به حال خود واگذارد و با خود مىگفت: اصرار من در اندرز او، سبب مىشود كه خيالات واهى در ذهن او نسبت به من پديد آيد، حال كه چنين است من در مقابل آن ابله وظيفهاى ندارم.
|
چون دوايت مىفزايد درد، پس |
قصه با طالب بگو بر خوان عبس |
|
استنتاج
يكى از اصولى كه در روش تربيتى و هدايت گمراهان بايد مورد توجه قرار گيرد، قبول قابل است؛ يعنى طرف مقابل ناصح، بايد كسى باشد كه آمادگى و زمينه قبول نصايح را داشته باشد (حال تا چه اندازه عمل بكند يا اصلا عمل نكند مطلب ديگرى است) همينقدر شخص گمراه آمادگى شنيدن سخنان هدايتآفرين و دلسوزانه را داشته باشد، زمينه براى ابلاغ رسالت و بيان مطالب آماده است، ولى اگر طرف مقابل هيچگونه آمادگى براى شنيدن و پذيرفتن حرف حق را ندارد، سخن گفتن در حكم پتك زدن بر روى سندان يا آب در هاون كوفتن را مىماند.
قرآن كه همواره مشوّق پيغمبر ٦ براى هدايت مردم است، در مواردى به