بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٥٨ - استنتاج
استنتاج
معناى بعضى از واژهها با خود آنها است؛ يعنى براى روشن شدن آن كلمات نيازى به شرح و رجوع به كتاب لغت و منابع ديگر نيست؛ از جمله آن كلمات كه چنين ويژگى دارد، «آرزو» است.
آرزو، همانگونه كه از معنايش پيدا است، نوعى آيندهنگرى و اميد رسيدن به چيزهايى است كه در زمان حاضر از دسترس آرزوكننده بدور است.
اين خواسته درونى كه از عوامل گوناگونى سرچشمه مىگيرد، در واقع از ويژگىهاى انسان بهشمار مىرود؛ زيرا هنوز ثابت نشده است كه حيوانات هم داراى آرزو باشند. البته حركاتى كه از حيوانات سر مىزند و حكايت از آيندهنگرى دارد؛ از قبيل ساختوسازها و ذخيرهسازى مواد غذايى و چيزهايى از اين قبيل، نوعى حركات فطرى و غريزهاى است نه براساس آرزو.
نقش آرزو در زندگى انسان تا حدّى است كه استمرار زندگى انسان بر پايه اميد و آرزوها بنا نهاده شده است.
انگيزه حركت و تلاش و تكاپو و رشد در زندگى انسانها، چيزى جز اميد رسيدن به آرزوها نيست.
زندگى تهى از آرزو و يا نوميد از رسيدن به آرزوها، براى انسان چيزى جز رسيدن به كوچه بنبست زندگى و كوچه بنبست زندگى چيزى جز مرگ و خاتمه حيات نيست.
رسول گرامى اسلام مىفرمايد:
«ألامل رحمة لأمّتي و لو لا الأمل ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرا».[١]
«آرزو و اميد مايه رحمت امّت من است، اگر آرزو نبود هيچ مادرى فرزند خود را شير
[١] - سفينة البحار، ماده« امل».