بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٧٢ - استنتاج
خود را در امواج درياى پندارهاى بىاساس شناور كرد. بهطور قطع، انسانى پوچگرا و مهملباف مىشود.
... فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ ...[١]
«با اينحال، بعد از حق چيزى جز گمراهى وجود دارد؟»
*** مولانا در اين حكايت انسانهاى پوچگرا و منفىباف را به مگس بىارزشى تشبيه كرده است كه بر قايقى از پندارهاى بىاساس خود در امواج درياى تخيّلات قايقرانى مىكنند و باز به خيال پوچ خود، اين كار را بسيار مهم و قابل تحسين مىدانند! غافل از اينكه جهان مگس و دريايى كه او در آن شناور است، به اندازه بينش اوست.
|
عالَمش چندان بود كش بينش است |
چشم چندين، بحر هم چندينش است |
|
تعبير ديگر مولانا در مورد انسانهاى خيالباف اين است كه مىفرمايد: اينگونه انسانها «تأويل» گرا هستند؛ يعنى حقايق را به دلخواه و به نفع خود توجيه مىكنند چنانكه قرآن در مورد آنها كه در قلوبشان انحراف است، مىفرمايد:
... فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ ...[٢]
«اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، پيروى از متشابهات- قرآن- مىكنند، تا فتنهانگيزى كنند و برداشت نادرستى براى آن مىطلبند.»
|
صاحب تأويلِ باطل چون مگس |
وهم او بولِ خر و تصوير خَس |
|
درحالىكه اگر اين انسان تأويلگرا و منفىباف، دست از خيالبافى و
[١] - يونس: ٣٢
[٢] - آل عمران: ٧