بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣١٣ - استنتاج
بود همراه با مار بالا آورد و بيرون ريخت.
مرد وقتى ديد كه مار از دهانش بيرون آمد، مطلب را به فراست دريافت و بر آن سوار خردمند تعظيم كرد و زبان به توصيفش گشود و از اينكه نسبت به او سخنان ناروا داده بود طلب عفو و بخشش نمود.
سوار خردمند گفت: اى مرد، من اگر حقيقت ماجرا را به تو مىگفتم زهرهات در دم آب مىشد و ترس دمار از جانت درمىآورد. با اين كار توانستم تو را از مرگ حتمى نجات بخشم.
|
مصطفى فرمود: اگر گويم براست |
شرح آن دشمن كه در جان شماست |
|
|
زهرههاى پردلان هم بر درد |
نه رود ره، نه غمِ كارى خورد |
|
|
نى دلش را تاب ماند در نياز |
نى تنش را قوّتِ صوم و نماز |
|
|
همچو موشى پيش گربه لا شود |
همچو برّه پيش گرگ از جا رود |
|
|
اندرو نه حيله ماند نه روش |
پس كنم ناگفتهتان من پرورش |
|
استنتاج
يكى از اهداف بزرگ و درعينحال حساس پيامبران الهى، تربيت صحيح انسانها يا به تعبيرى تزكيه نفوس آنان بوده است؛ چنانكه در خصوص رسول گرامى اسلام ٦ آمده است:
... وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ....[١]
«- پيامبر وظيفه دارد- تا آنها را پاكيزه كند و كتاب و حكمت بياموزد.»
... لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ ....[٢]
«تا مردم را از تاريكىها به سوى روشنايى به فرمان پروردگارشان درآورى»
[١] - جمعه: ٢
[٢] - ابراهيم: ١