بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤٥ - استنتاج
آدم ٧ دانست، فلذا سوگند ياد كرد كه همه انسانهاى نسل آدم را گمراه كند.
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ.[١]
«پروردگارا! به عزّتت سوگند همه انسانها را گمراه خواهم كرد.»
سوّمين گروه، از مخلوقات برتر و ممتاز كه در واقع وجودش جامع خيروشر، عقل و شهوت و اطاعت و عصيان است، «انسان» نام دارد.
انسان كه معجونى است از:
... صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ.[٢] «گلى خشكيده تيرهرنگ و متغيّر و بدبو.»
و ... وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي.* «از روح خودم در او دميدم.»
و اين موجود، در قرآن بهعنوان ملهم خيروشرّ معرفى شده و خدا دربارهاش مىفرمايد:
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها[٣]
«سپس فجور و تقوى- خيروشر- را به او الهام كرده است.»
و او در انتخاب اين دو راه مختار است، هيچ اجبارى در انتخاب هريك از اين دو طريق وجود ندارد:
... إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ* لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ[٤]
«اى- پيغمبر- تو فقط يادآورندهاى نه اجباركننده.»
بنابراين اگر انسان طريق تقوى را پيشه خود ساخت، در رديف رستگاران قرار خواهد گرفت.
[١] -« ص»: ٨٢
[٢] - حجر: ٢٦
[٣] - شمس: ٨
[٤] - غاشيه: ٢١ و ٢٢