بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٩٠ - استنتاج
«هر مصيبتى به شما رسد، به خاطر اعمالى است كه انجام دادهايد و بسيارى را نيز عفو مىكند.»
گرفتارىهاى اقوام پيشين كه به شكلهاى: سيل، بارش سنگ، تندبادهاى مهلك، صيحه مرگبار، زيرورو شدن شهرها و نابودى تمدّنهاى پيشرفته و ... همه از اين قبيل است كه قرآن بدان اشاره دارد.
بنابراين، عكسالعمل اعمال فردى و اجتماعى انسان سنتى است الهى و در متن زندگى انسان قرار دارد، اين سنت جز در مراحلى، آن هم با شرايطى تغييرناپذير است.
... فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا[١]
«آيا آنها چيزى جز سنت پيشينيان را انتظار دارند؟ هرگز براى سنت خدا تبديلى نخواهى يافت، هرگز براى سنت الهى تغيير نمىيابى.»
*** يكى از همين سنتهاى الهى گويى در زمان خليفه دوم رخ داده بود، چنانكه در حكايت خوانديد. آتشى شهر را فرامىگيرد، مردم عاجز از خاموش كردن آن مىشوند و به خليفه پناه مىبرند. عمر كه درد را شناخته بود در پى درمان آن برآمد، لذا ابتدا توجّه همگان را به منشأ ظهور آتش جلب كرد و گفت: اين شعلههايى كه اكنون به جان و مال شما افتاده است در واقع شعلههايى از همان آتشى است كه شما از روى بخل و لئامت و ستم به جان همديگر افروختيد
|
گفت آن آتش ز آيات خداست |
شعلهاى از آتش ظلم شماست |
|
داستان چوپان را شنيديد كه آب در شير مىريخت و به مردم مىفروخت.
[١] - فاطر: ٤٣