بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٥٩ - بخش اول آرزوهاى مثبت بخش دوم آرزوهاى منفى
نمىداد و هيچ باغبانى نهالى نمىكاشت.»
بديهى است، اين تنها «اميد رسيدن به آرزوها» است كه انسان را حركت مىدهد، نه «رسيدن به آرزوها»، چراكه رسيدن به بعضى از آرزوها، غيرممكن و اى بسا محال است؛ چنانكه قرآن مىفرمايد:
أَمْ لِلْإِنْسانِ ما تَمَنَّى؛ «آيا آنچه انسان آرزو دارد به آن مىرسد؟»
فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَ الْأُولى؛[١] «درحالىكه آخرت و دنيا از آن خدا است.»
باتوجه به اصل حركت بخشى «آرزو» به زندگى انسان، لازم است «آرزوها» را از ديدگاه قرآن به دو بخش كلّى تقسيم كنيم:
بخش اول: آرزوهاى مثبت بخش دوم: آرزوهاى منفى
قرآن برترى و فضيلت انسان را تنها در داشتن آرزوهاى بلندپروازانه (هرچند آرزوهاى خوب و مثبت) نمىداند بلكه معيار ارزش انسان را انجام عمل صالح دانسته و عاملين عمل سوء را (هرچند كه داراى آرزوى مثبت و الهى باشند) مورد تهديد قرار داده است.
لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً[٢]
«- فضيلت- به آرزوهاى شما و آرزوهاى اهل كتاب نيست، هركسى كه عمل بد كند كيفر داده مىشود و كسى را جز خدا ولى و ياور خود نخواهد يافت.»
و ازجمله عواملى كه منحرفكننده انسان از مسير حق بشمار مىآيد، پيروى از آرزوهايى است كه رنگوبوى شيطانى دارد و يا به تعبير قرآن، از القائات
[١] - نجم: ٢٤ و ٢٥
[٢] - نساء: ١٢٣