بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٣٣ - استنتاج
الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ[١]
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چرا هنگامى كه به شما گفته مىشود به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد، سنگينى بر زمين مىكنيد- و سستى به خرج مىدهيد- آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شدهايد يا اينكه متاع زندگى دنيا در برابر آخرت چيز كمى بيش نيست.»
اى انسان تو يوسف زمانى و خورشيد آسمان، سزاوار است كه از چاه انانيّت بهدر آيى و ديوار زندان تن را بشكنى تا بر مسند عزيزى كشور وجود تكيه زنى و ماه و خورشيد و ستارگان را به سجود در پيشگاهت وادارى.
|
يوسف وقتى و خورشيد سما |
زين چَه و زندان برآ و رونما |
|
... إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ[٢]
«من در خواب ديدم يازده ستاره و خورشيد و ماه در برابرم سجده مىكنند.»
[١] - توبه: ٣٨
[٢] - يوسف: ٤