بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤١٢ - استنتاج
ستمگر را هدايت نمىكند. اما اين بنايى را كه آنها نهادند، همواره به صورت يك وسيله شك و ترديد در دلهاى آنها باقى مىماند مگر اينكه دلهايشان پارهپاره شود و خداوند دانا و حكيم است.»
آيات فوق خبر از بناى مسجدى مىدهد كه به دست منافقان صورت پذيرفت كه بعدها به نام مسجد ضرار در تاريخ اسلام به ثبت رسيد. خلاصه جريان آن از اين قرار است:
وقتى مسجد «قبا» به دست جماعتى از عمرو بن عوف ساخته شد و پيامبر ٦ در آن مسجد نماز گزارد، عدهاى از منافقان طايفه بنى غنم بن عوف بر آن شدند كه با هدف رسيدن به مقاصد شومى در كنار مسجد قبا، مسجدى را برپا نمايند. آنان پس از ساختن مسجد خدمت پيغمبر ٦ رسيدند و از حضرتش خواستند كه براى اقامه نماز به آن مسجد تشريف ببرند و به اصطلاح مسجد را افتتاح نمايند. پيغمبر ٦ كه آن زمان عازم جنگ تبوك بود، فرمود: من فعلا عازم سفرم، هنگام بازگشت بخواست خدا تقاضاى شما را اجابت خواهم كرد.
پس از پايان تبوك حضرت به طرف مدينه بازگشت، پيغمبر هنوز وارد دروازه شهر نشده بود كه جبرئيل نازل شد و آيات فوق را بر حضرتش نازل كرد و بدينوسيله پيغمبر ٦ را از نقشههاى شوم منافقان كه اينبار در پوشش ساختمان مسجد مىرفت كه به اجرا درآيد، آگاه ساخت.
و اما اهدافى را كه منافقان در قالب ساختن مسجد دنبال مىكردند، به نقل قرآن عبارتند از:
١- زيان و ضرر رساندن به مسلمانان كه از كلمه «ضرار» فهميده مىشود.
٢- ترويج كفر و تقويت جبهه باطل، چنانكه كلمه «كفرا» ناظر به اين معناست.
٣- ايجاد شكاف و تفرقه در صفوف متّحد مسلمانان، چنانكه اين معنا از كلمه «تفريقا» به دست مىآيد.