بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤١٤ - استنتاج
كه انسانهاى بخشنده و كريمى هستند.
|
صاحب مسجد چو مسجد قلب بود |
دانهها بر دام ريزى نيست جود |
|
و يا همچون ماهىگيرى است كه براى صيد ماهى، پاره گوشتى را به قلاب مىچسباند و اينكار نه از روى بخشش است و نه از روى سخاوتمندى.
|
گوشت كاندر شصت تو، ماهى رباست |
آنچنان لقمه، نه بخشش نه سخاست |
|
هان! اى مرد عمل، تو نيز اعمالت را بر معيار حق منطبق ساز تا مبادا همچون منافقان در وجود خود مسجد ضرار بسازى.
|
بر محك زن كار خود اى مرد كار |
تا نسازى مسجد اهل ضرار |
|
تو به جاى اينكه سازندگان مسجد ضرار را مورد سخريه و نكوهش قرار دهى و همواره رفتار ديگران را زير زرّهبين انتقاد خود گذارى، لختى به خود بينديش و اعمالت را مورد توجه قرار ده، نكند تو هم ناخودآگاه جزو افرادى باشى كه مسجد ضرار را بنا نهادند و اعمال به ظاهر خير خود را همچون دانهاى براى صيد ديگران بر روى دام اعتقاد ناپاك خود ريختند.
|
پس بر آن مسجد كنان تسخر زدى |
چون نظر كردى تو خود زيشان بدى |
|
***