بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٩٦ - ٣ - احترام به استاد
نكته قابل نقد از آنچه كه مولانا در برخورد اوليه ساحران با حضرت موسى ٧ تحت عنوان «مقدم و مكرّم داشتن ساحران موسى را و نتيجهاى كه از اين كار به دست آوردند» را بيان نموده، چيزى در قرآن نيامده است؛ زيرا:
داستان اين مبارزه در سه سوره از سورههاى قرآن بدين ترتيب آمده است:
١- سوره اعراف از آيه ١١٣ تا ١١٦
٢- سوره طه آيههاى ٦٥ و ٦٦
٣- سوره شعراء از آيه ٤٣ تا ٤٥
البته آيات فوق تنها كيفيت برخورد اوليه ساحران با موسى ٧ را بيان مىكند (كه مورد انتقاد ما است)
در دو سوره اعراف و طه چنين آمده است:
قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ «- ساحران- گفتند: اى موسى يا تو بيفكن يا ما مىافكنيم.»
قالَ أَلْقُوا ...؛ «موسى گفت: شما بيفكنيد.»
از اين جمله:
إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ يا ... أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى ... احترامى از جانب ساحران نسبت به موسى فهميده نمىشود، بلى اگر مىگفتند:
يا موسى اول شما بيفكنيد. مىشد اين جمله را حمل بر احترام كرد مشروط بر اينكه قرائن روشنى دال بر ردّ اين ادعا نباشد كه آن هم بسيار است.
افزون براين، در سوره شعراء آمده است:
... قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ.
«موسى به ساحران گفت: آنچه را مىخواهيد بيفكنيد، بيفكنيد.»