بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٣٨ - استنتاج
|
چون گرفتى عبرت از گرگ دنى |
پس تو روبه نيستى شير منى! |
|
استنتاج
زمان موجود و حال هر انسانى بين دو زمان معدوم قرار گرفته است كه عبارتند از: زمان گذشته و زمان آينده.
آنچه گذشته است ديگر برنمىگردد و آنچه نيامده معلوم نيست كه بيايد.
بنابراين، تنها حلقه ارتباط بين زمان گذشته و زمان حال، خاطراتى است كه از گذشته باقى مانده است. اين خاطرات هرچه كه باشد تلخ يا شيرين، مىتواند چراغ راه حال و آينده ما را قرار بگيرد و استفاده از چنين چراغى، يا بهتر بگوييم: بهرهبردارى از تحوّلات گذشته، به نفع حال را «عبرت» گويند.
در فرهنگ اسلامى ما، «عبرت» از گذشته، از جمله سفارشاتى است كه همواره مورد توجه قرآن و امامان معصوم عليهم السّلام قرار گرفته است.
قرآن همواره انسان را با جملاتى مانند: «أفلا يتدبّرون- أفلا تتفكّرون- أفلا تعقلون» دعوت به تدبر و تفكر و تعقّل در تحوّلات گذشته و حال مىنمايد؛ چراكه چنين حالتى انسان را از خواب غفلت بيدار مىكند و از غير خودبهخود مشغول مىنمايد و سبب روشنگرايى و واقعبينى انسان مىگردد و اين حالت را «عبرت» گرفتن از گذشته مىنامند.
موارد عبرت، يا چيزهايى كه مىتوان از آن عبرت گرفت در زندگى ما فراوان است، اساسا هرچيزى را كه بنگريم و انگشت روى هرچيزى كه بگذاريم مىتواند نوعى روشنگرى و آموزش براى ما داشته باشد ولى چيزى كه هست عبرتگيرندگان كمند چنانكه حضرت على ٧ مىفرمايد:
«ما اكثر العبر و اقلّ الإعتبار».[١] «موارد عبرت بسيار است ولى عبرتگيرنده كمند.»
[١] - نهج البلاغه، كلمات قصار ٢٩٧