بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٣٦ - ٤ - و استقرار او در بهترين جايگاههاى بهشت
پير مراد چون بىتابى و ناتوانى سالك مبتدى را در طريق سلوك ديد، دست از طى طريق با وى را كشيد و از در نصيحت برآمد و به او گفت:
|
اى برادر صبر كن بر درد نيش |
تا رهى از نيش نفس گبر خويش |
|
براى رهايى از نيش جانكاه نفس اماره، كه هر زمان به شكل بت عيار درمىآيد، لازم است كه سالك، رنج و درد نيش رياضت و تهذيب را تحمل كند. بىتابى در اين مرحله، تاب و توان دادن به ديو نفس اماره است كه چيزى جز تباهى و هلاكت نيست.
... وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ[١]
«چه كسى گمراهتر است از آنكس كه از هواى نفس خويش پيروى مىكند- و چنين كسى- هدايت الهى نيافته است.»
لذا گروهى كه از قيدوبند نفس خويش رهيدند و در سلوك طريق معرفة اللّه پشت پا به همه مشتهيات مادى زدند، به مقامى رسيدند كه چرخ ماه و خورشيد در برابر آنان به سجده درآمدند.
|
كآن گروهى كه رهيدند از وجود |
چرخِ مهر و ماهشان آرد سجود |
|
قرآن كريم نمونه بارز و چهره ممتاز اين گروه را اصحاب كهف معرفى مىكند؛ گروهى كه از همهچيز براى خدا گذشتند و خدا هم همهچيز را؛ از جمله خورشيد و ماه و گردش سپهر را در خدمت آنان درآورد.
وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَّزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ ...[٢]
و خورشيد را مىديدى كه به هنگام طلوع به طرف راست- غار- آنان متمايل مىگردد و به هنگام غروب به طرف چپ، آنها در محل وسيعى از غار قرار داشتند.»
[١] - قصص: ٥٠
[٢] - كهف: ١٧