بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٥٣ - شرح مطلب اول
بيمارى در وى.
٢- در خصوص عيبشونده و اينكه عيبهاى مطرحشده در وجود او موجود هست يا خير و اگر هست نهان است يا آشكار و ظاهر. و در صورت وجود هريك از اين دو، آيا عيبشونده راضى به افشاى آن مىباشد يا خير؟
شرح مطلب اوّل:
انسان عيبجو از نظر حالات روانى داراى نوعى پريشانخاطرى است كه تسكين خاطر خود را در عيبيابى از ديگران و بازگو كردن آن مىجويد.
اينكه عوامل زاينده و تقويتكننده اين بيمارى در روان انسان چيست؟
مىتوان از موارد زير نام برد:
١- كبر و غرور؛ زيرا انسان مستكبر و مغرور، همواره خود را يك سر و گردن از ديگران برتر و بالاتر مىداند و غير از خود، ديگران را در تمام امور معيوب و ناقص مىشمارد.
٢- سبكسرى؛ انسانهايى كه عقلشان به ميزان طبيعى كار نمىكند، يا به تعبيرى شيرين عقلند! بر اثر عدم درك صحيح خود، برداشتهاى ناصحيح از ديگران را در قالب عيب بازگو مىكنند.
٣- جهل و ناآگاهى؛ جهل و ناآگاهى از واقعيتها، حقايق را در نظر انسان تحريف مىكند. زشتىها را زيبا و زيبايىها را زشت مىنماياند و سبب بروز عيبهاى خيالى نسبت به ديگران مىگردد.
٤- تعصب؛ جانبدارى كردن در حد وابستگى و دفاع بىقيد و شرط از كسى يا خطّ مذهبى يا سياسى خاصى، بهطورىكه چشمان متعصّب در پشت پرده سياه تعصّب چيزى جز سياهى و عيب در ديگران نبيند.
٥- خودكمبينى؛ احساس حقارت و خودكمبينى در مقابل ديگران، يكى ديگر از عوامل عيبجويى و بيمارى عيبيابى در انسان عيبجو است.