بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٩٩ - استنتاج
و در آيه ديگر فرمود:
... لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ[١]
«اگر شكرگزارى كنيد- نعمت خود را- بر شما خواهم افزود و اگر كفران كنيد مجازاتم شديد است.»
و اما آنجا كه شكر، نسبت خدا است از انسان، همانا قدردانى از بنده و قبول شكر او و اعلام رضايت از بنده است.
... وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً[٢] «و سعى و تلاش شما مورد قدردانى- خدا- است.»
... وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ ... ٣ «و اگر شكر او را بجا آوريد، آن را براى شما مىپسندد.»
باتوجه به مطالب فوق مىگوييم: «شكر» در مقابل «كفر» است، همچنانكه «كفر» مراتبى دارد، شكر نيز مراتبى دارد. كمترين مرتبه شكر اظهار رضايت قلبى از منعم است و عالىترين مرتبه شكر اين است كه بداند نمىتواند حق شكر خدا را ادا نمايد، چنانكه در كتاب شريف كافى از حضرت امام صادق ٧ آمده است.
خداى عزّ و جلّ به موسى ٧ وحى كرد: اى موسى حق شكر مرا بجاى آور.
موسى عرض كرد: پروردگارا! چگونه حق شكرت را بجا آورم و شكرى نگزارم جز آنكه همان شكر هم نعمتى است كه تو به من ارزانى داشتى؟
«قال يا موسى الآن شكرتني حين علمت انّ ذلك منّي». ٤
پروردگار فرمود: اى موسى اكنون حق شكر مرا ادا كردى كه دانستى، آنهم از من است، وقتى بندهاى چنين شد؛ يعنى خداى منعم خود را شناخت و دانست كه
[١] - ابراهيم: ٧
[٢] - انسان: ٢٢