بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٩٨ - استنتاج
زيرا همه نعمتها از آن خدا است و منعم واقعى هم خدا است و شخص معطى به عنوان رابطه فيضى بيش نيست.
و شكر معطى هم در همين حد بايد انجام پذيرد چنانكه مولاى ما حضرت على ٧ فرمودند:
«اشكركم للّه اشكركم للنّاس».[١]
شكرگزارترين شما براى خدا آنهايى هستند كه از همه بيشتر شكر مردم را بجا مىآورند.
و اما آنجا كه شكر نسبت انسان است از خدا، شكر واقعى است؛ زيرا منعم واقعى خداست و اوست كه همه نعمتها را در اختيار بندگانش قرار داده است، لذا در قرآن آيات زيادى داريم كه به بندگان خدا دستور داده است در مقابل نعمتهاى خدا شاكر باشند:
... أَنِ اشْكُرْ لِي ...[٢]؛ «اينكه شكر مرا بجا آورد.»
... وَ اشْكُرُوا لِي ...[٣]؛ «و شكر مرا بجا آوريد.»
... وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ ...[٤]؛ «و شكر خدا را بجا آوريد.»
... وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ ...[٥]؛ «و شكر نعمت خدا را بجا آريد.»
البته ناگفته نماند كه خدا نيازى به تشكر ما ندارد بلكه هركس شكر نعمتهاى الهى را بجا مىآورد، نفعش به او برمىگردد چنانكه فرمود:
... وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ...[٦]
«و هركس كه شكر نعمت كند نفعش به او برمىگردد.»
[١] - تفسير نمونه، ج ١، ص ٢٨٢، نقل از نهج البلاغه، كلمات قصار ١٣
[٢] - لقمان: ١٤
[٣] - بقره: ١٥٢
[٤] - بقره: ١٧٢
[٥] - نحل: ١١٤
[٦] - نمل: ٤٠