بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٧٠ - استنتاج
دادهايم، بشناسد و با اختيار كامل، يكى از دو راه سعادت و شقاوت را انتخاب نمايد:
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً.[١]
«ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد- و پذيرا گردد- يا كفران كند.»
بنابراين گرچه «گوش» و «چشم» در ابتدا، وظيفهاى جز ديدن چيزها و شنيدن صداها ندارند ولى در واقع اين دريافتها وقتى با ترازوى عقل سنجيده شوند خوبىها از بديها و زيبايىها از زشتىها تميز داده مىشوند لذا در آيات زيادى در كنار ذكر گوش و چشم، از «افئده- عقل» هم نام برده است.
... وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ.[٢]
«و براى شما گوش و چشمها و عقل قرار داد اما كمتر شكر نعمتهاى او را بجا مىآوريد.»
*** مولانا در اين حكايت خواسته است بگويد: اى سالك، خانه محقّر وجود تو داراى دريچههايى است؛ از قبيل گوش و چشم، قرار بر اين نيست كه اين دريچهها تنها به سوى مسائل مادى و جهان طبيعت گشوده شود؛ چنانكه بعضىها چنين كردند:
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ.[٣]
«آنها تنها ظاهرى از زندگى دنيا را مىدانند و از آخرت بىخبرند.»
... وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا؛[٤] «و جز زندگى مادى دنيا را طلب نمىكنند.»
بلكه اين دريچهها وسيلهاى است براى ديدن آيات الهى و شنيدن سخنان حق.
[١] - انسان: ٢ و ٣
[٢] - سجده: ٩
[٣] - روم: ٧
[٤] - نجم: ٢٩