بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٣ - استنتاج
آسمانى بود كه روزانه به مقدار مورد نياز در اختيار آنان قرار مىگرفت.
قرآن در مورد آن مائده آسمانى مىفرمايد: ... وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى ...[١] و از شما با «منّ» و «سلوى» پذيرايى به عمل آورديم. اينكه «منّ» و «سلوى» چه نوع غذايى بود، ميان مفسّران اختلاف است ولى در اينكه دو نوع غذا بوده و اين غذا هم از جانب حضرت حق در اختيار آنان قرار مىگرفت، هيچ اختلافى نيست.
قوم بنى اسرائيل براساس فطرت حقناشناسى خود به حضرت موسى ٧ گفتند:
ما هرگز حاضر نيستيم به يك نوع غذا اكتفا كنيم، از خداى خود بخواه كه از گياهان زمين، از سبزيجات، خيار، سير، عدس و پياز براى ما بروياند.
وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها ...[٢]
اينكه چه تعدادى از حضرت موسى ٧ چنين تقاضايى كرده بودند، قرآن اشارهاى به آن ندارد، تنها از آيه فوق كه با ضمير جمع آمده (قلتم) استفاده مىشود كه تقاضاكنندگان تعدادشان بيش از دو نفر بود. و اينكه انگيزه تقاضاى اين گروه چه بوده است، قرآن مىفرمايد:
... يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ ...*؛ «آنها نسبت به آيات الهى كفر مىورزيدند.»
مولانا هم مىفرمايد: آنان كه از حضرت موسى ٧ موارد فوق را تقاضا كرده بودند «چند كس» بودند. و انگيزه سؤال آنان هم «بىادبى» آنان بود.
|
در ميان قوم موسى چند كس |
بىادب گفتند كو سير و عدس؟ |
|
اينكه مولانا صفت «بىادبى» را به جاى صفت «ناسپاسى» براى متقاضيان برگزيده، شايد براى نشان دادن جايگاه ارزشى «ادب» در زندگى اجتماعى انسان بوده است؛ زيرا حسن معاشرت كه در لغت از آن بهعنوان «ادب» ياد شده، ارتباط مستقيم با عقل انسان دارد، هرچه انسان عقلى كارآمدتر و پختهتر داشته باشد ارتباط حسنه او با
[١] - بقره: ٥٧
[٢] - بقره: ٦١