بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٢٣ - استنتاج
نيازمندند، آنكس كه چشم دلش قدرت رؤيت چهره حق را ندارد، در واقع كورى است كه همه زيبايىهاى معنوى را تاريك مىبيند. قرآن در مقايسه اين دو حقيقت مىفرمايد:
... هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ ...[١]
«آيا نابينا و بينا يكسان است؟ يا ظلمتها و نور برابرند؟»
بديهى است همچنانكه نابينايى چشم سر براى انسان مثل بينايى او نيست، نابينايى چشم دل هم مثل بينايى آن نخواهد بود.
نتيجه اين تفاوت در بينايى و نابينايى سر، بسيار روشن است ولى در بينايى و نابينايى دل نياز به دقت و تأمل و تحقيق بيشتر دارد.
قرآن موارد تفاوت زيادى را در خصوص اين دو مورد (بينايى دل و نابينايى آن) بيان مىكند، كه ما به مناسبت استنتاج حكايت، تنها به يك مورد آن اشاره خواهيم كرد و آن تحريف و دگرگون ساختن حقايق عالم معنا و ارائه آن بهگونهاى كه خود تشخيص داده است، نه بهگونهاى كه هست:
مثلا قرآن در بيان اعتقادات سخيف كوردلان كفار مىفرمايد:
وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً* لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدًّا[٢]
«آنها گفتند خداوند رحمان فرزندى براى خود اختيار كرد، چه سخن زنندهاى آورديد.»
اين اعتقاد كفار در مورد خدا، به خاطر اين بود كه آنان شخصيت ناقص خود را در خدا مشاهده مىكردند و آفريدگار جهان را معادل نيازمندىهاى خلقت خود مىپنداشتند غافل از اينكه خدا:
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ[٣]؛ «نه كسى را زاده و نه از كسى زاده شده است.»
[١] - رعد: ١٦
[٢] - مريم: ٨٨- ٨٩
[٣] - اخلاص: ٣