بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤٤ - استنتاج
ايمان به وجود ملائك را در رديف ايمان به خدا و انبيا و كتب آسمانى قرار داده و فرموده است:
آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ ...[١]
«پيامبر به آنچه از طرف پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است و مؤمنان به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگان وى همگى ايمان آوردهاند.»
گروه دوم، مخلوقاتى هستند كه شرّ محضاند، عقل و خرد از آنان بيگانه و آنان از عقل و خرد دورند، جز سرپيچى از فرمان بارىتعالى و تشويق و ترغيب بندگان خدا به عصيان و گناهكارى از آنان ساخته نيست.
... وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً.[٢]
«و وعده نمىدهد شيطان ايشان را مگر فريب.
قرآن از اين گروه به نام «شيطان» ياد كرده و در بسيارى از آيات، انسان را از اطاعت آن برحذر داشته است.
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ* وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ[٣]
«اى فرزندان آدم، آيا با شما عهد نكردم كه شيطان را پرستش نكنيد كه او براى شما دشمن آشكارى است و اينكه مرا بپرستيد كه راه مستقيم اين است؟»
چراكه شيطان در ماجراى خلقت پدربزرگمان حضرت آدم ٧ به جهت تمرّ از امر پروردگار بزرگ، از درگاهش رانده شد و سبب رانده شدن خود را حضرت
[١] - بقره: ٢٨٥
[٢] - اسراء: ٦٤
[٣] - يس: ٦٠ و ٦١