بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٥٣ - معنى و تعريف«فنا»
دوم: فناى اختيارى، كه سالك الى اللّه در طريق سلوك، همه تعيّنات و تعلّقات وجود خود را با رغبت و اختيار كامل براى خدا به ارمغان مىبرد.
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً ...[١]
«كيست كه براى خدا قرضى نيكو دهد تا خداوند آن را براى او چندين برابر كند.»
و با اين انتخاب، خود را از مرحله ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ ... به مرحله ... وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ ...[٢] مىرساند كه نتيجه اين تحوّل و مجاهدت عظيم، همان است كه قرآن مىفرمايد:
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ[٣]
«گمان مبريد كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند، مرده هستند بلكه آنان زنده هستند و در نزد پروردگارشان روزى مىخورند.»
بنابراين باتوجه به دو كلمه ... وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ ... و ... عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ در دو آيه فوق، به اين نتيجه مىرسيم كه «فنا» در طريق عرفان مثبت، «فنا» بهمعناى نابودى مطلق نيست بلكه همانگونه كه در معناى «فنا» گفتيم؛ يعنى استهلاك اوصاف بشرى به صفات و خصايص الهى؛ مانند استهلاك نور ستارگان در جنب نور آفتاب.
*** مولانا در اين حكايت، اشاره مىكند به فطرت توحيدى انسان كه براى واصل شدن انسان به خدا، آيينه «فنا» را پيش روى او قرار مىدهد و به او مىگويد: اى انسان، اى يوسف نيكو فطرت و اى مالك جوياى معرفت، اگر واقعا نادان نيستى، عاقلانه از همه هستى مجازى خود چشمپوشى كن و همچون آيينهاى باش كه از
[١] - بقره: ٢٤٥
[٢] - نحل: ٩٦
[٣] - آل عمران: ١٦٩