بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٧٣ - استنتاج
سلسله اعصاب جامعه؛ يعنى آرامش، اطمينان و امنيت اجتماعى در معرض تلاش و نابودى قرار مىگيرد. بهخاطر همين است كه قرآن به ما دستور مىدهد كه از شرّ حسود- و اثرات سوء حسادت- به خدا پناه ببريم:
وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ[١]
«- به خدا پناه مىبرم- از شرّ هر حسودى، هنگامى كه حسد مىورزد.»
اول كسى كه در روى زمين گرفتار اين بيمارى شد، قابيل بود؛ زيرا هابيل و قابيل دو برادر از فرزندان حضرت آدم ٧ هركدام كارى براى تقرّب به پروردگار انجام دادند اما كار هابيل نزد خدا پذيرفته شد و از قابيل پذيرفته نشد؛ ... فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ ...[٢] اين امر سبب شد كه قابيل نسبت به برادرش هابيل حسد بورزد و در نهايت او را بقتل برساند.
و اين اول برادرى نبود كه قربانى حسادت برادرش شد بلكه حضرت يوسف ٧ هم گرفتار حسادت برادرانش شد و سالها رنج غربت و زندان و شكنجههاى روحى و جسمى را تحمّل نمود.
بديهى است حضرت يوسف هم آخر برادرى نيست كه قربانى حسادت برادرانش شد بلكه بعد از آن برادرهايى قربانى حسادت برادران خود شدند و خانوادهها و آبادىها و شهرهايى در آتش حسادت شعلهور شدند و نابود گرديدند.
البته مطالب در خصوص حسادت و مضرّات آن بر فرد و جامعه، از نظر جسمى و روانى زياد است كه رعايت اختصار اجازه بيان آن مطالب را نمىدهد.
*** مولانا نيز در مقام بيان مضرّات حسادت، نكات ارزشمند اخلاقى و عرفانى
[١] - فلق: ٥
[٢] - مائده: ٢٧