بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٠٠ - استنتاج
حكايت ٧٩ «لا عمل إلّا بنيّة»
شخصى براى اقامه نماز جماعت به طرف مسجد رهسپار شد، چون به مسجد رسيد ديد مردم از مسجد خارج مىشوند.
از كسى پرسيد: كه قضيّه چيست؟ چرا مردم از مسجد بيرون مىآيند؟ بدو گفتند: پيغمبر ٦ از نماز جماعت فارغ شده و مردم از مسجد خارج مىشوند. بنده خدا! تو تاكنون كجا بودى؟ آن شخص از اينكه به فضيلت نماز جماعت در اوّل وقت نرسيده بود، از شدت حزنواندوه حالش منقلب شد و پىدرپى آهى از سينه مىكشيد كه بوى خون مىداد.
|
آن يكى از جمع گفت: اين آه را |
تو به من ده وان نماز من تو را |
|
|
گفت: دادم آه و پَذرفتم نماز |
او ستد آن آه را با صد نياز |
|
|
شب بخواب اندر بگفتش هاتفى |
كه خريدى آب حيوان و شفى |
|
|
حرمت اين اختيار و اين دُخول |
شد نماز جمله خلقان قبول |
|
استنتاج
فقهاى عالىمقام فرمودند «نيت» در اعمال عبادى جزو اركان عمل به حساب مىآيد و عمل بدون نيت چيزى جز قالب و شكل بىمحتوا نيست و براى اينكه عمل به شكل عادت درنيايد ادامه و استمرار نيت را از آغاز تا پايان اعمال عبادى