بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٧٥ - وجدان اخلاقى در قرآن
حقايق ناگفته ندارد!
|
گفت: هين دركش كه اسبت گرم شد |
عكسِ حق لا يستحى زد، شرم شد |
|
اى زيد، وجدان خلوتكده جان تو، همچون آيينه صافى، اسرار نهفته را به وضوح در خود منعكس كرده و چون ترازو بر ميزان حق، حقايق را كما هو حقه نشان مىدهد. مگر مىشود وجدان جان انسان برخلاف حق نشان بدهد يا بگويد؟
|
آينه و ميزان كجا بندد نفس |
بهر آزار و حياى هيچكس |
|
عالىترين محك و معيار را مىتوان آيينه و ترازوى وجدان اخلاقى انسان دانست؛ چراكه اگر به فرض سالها كمر به خدمت وجدان اخلاقى ببندى و از او خواهش كنى كه يكبار هم كه شده واقعيت را نشان نده يا نگو و يا در نشان دادن و گفتن واقعيت كاستى و فزونى بنما.
|
كز براى من بپوشان راستى |
بر فزون بنما و منما كاستى |
|
وجدان اخلاقى به تو مىگويد: مسخرهبازىها را كنار بگذار، وجدان اخلاقى و خدعه و نيرنگ و خلافگويى؟
من نهتنها تسليم باجدهى تو نمىشوم بلكه اگر خطا كنى بر ضدّ تو حكم صادر مىكنم: فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ
و اگر هم خيلى پررويى كنى و در ارتكاب خلاف زيادهروى نمايى، تعزيرت مىكنم و آنقدر با شلّاق ملامت و سرزنش بر پيكره قلب و روحت مىكوبم تا متنبه گردى. وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ
|
اوت گويد: ريش و سبلت بر مخند |
آينه و ميزان و آنگه ريو و بند |
|
هيچ قاضى، آزادانديشتر و عادلتر از وجدان اخلاقى نيست، نه زير بار تتميع مىرود نه تهديد، نه تزوير و نه هيچ آفت ديگر. اگر كار خوب كردى بدون هيچ چشم داشتى تشويقت مىكند، اگر خلاف كردى بدون هيچ ترسى به محاكمهات مىكشد.