بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٣٥ - ٤ - و استقرار او در بهترين جايگاههاى بهشت
بالا رفت. در آغاز كه ربوبيت نفس طلوع كرد به صورت ستاره زهره تجلّى كرد، سپس از اين مرحله گذشت و افول و غروب آن را مشاهده كرد، پس از اين منزل، به منزل قلب منتقل شد كه ماه قلب از افق وجودش طلوع كرده بود و در آن منزل ربوبيت قلب را مشاهده نمود و از اين مقام نيز گذشت و ماه افول كرد به مقام بالاتر كه مقام طلوع آفتاب روح بود رسيد و چون نور حق درخشيدن گرفت و آفتاب حقيقى طلوع كرد ربوبيت روح را نيز نفى كرد و به فاطر روح و خالق آن توجه نمود و از هر اسم و رسم و تعيّن و نشانى رهايى يافت و بر درگاه ربّ مطلق بار انداخت.
پس گذشتن از منزلهاى حواس و خيالات و تعقّلات (و پشت سر نهادن عوالم حس و خيال و عقل) و تجاوز از سراى فريب به سوى هدف آخرين و متحقق شدن به نفى صفات و رسوم و جهات با تحقق عينى و علمى امكان ندارد مگر پس از آنكه از مراحل برزخى متوسط، كه عبارت است از برزخهاى سافله و عاليه، بگذرد و به عالم آخرت قدم گذاشته و از آنجا به عالم اسماء و صفات وارد شود و در آن عالم نيز از اسماء و صفاتى كه احاطه آنها كمتر است شروع نموده و به اسماء و صفاتى كه احاطه بيشتر دارند برسد و از اسماء و صفات محيطه به عالم الوهيت مطلقه نائل آمده و از آن به جهان احديت عين جمع واصل شود و با وصول به اين جهان است كه همه تجلّيات خلقيه و اسمائيه و صفاتيه در آن مستهلك گشته و همه تعيّنات علمى و عينى در آن فانى خواهد.[١]
مولانا مىفرمايد: بيچاره سالك مبتدى وقتى نيش تألّمات و مشقات سلوك را با نشتر تهذيب به جان احساس كرد، فريادش بلند شد و توان تحمّل را در خود نديد، لاجرم از پير مراد تقاضا كرد كه با او به طريق آسانتر رفتار نمايد، ولى نازپرورى و انانيّت سالك مبتدى تحمّل كوچكترين تألّم را در طريق سلوك در او باقى نگذاشته بود و تغيير مواضع و روش، در استفاده از سلوك براى او بىفايده بود.
[١] - دعاى سحر، ص ٣١