بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٣٤ - ٤ - و استقرار او در بهترين جايگاههاى بهشت
در اين حكايت:
مرد قزوينى، كنايه است از سالك مبتدى.
دلاك خالكوب، كنايه است از رهنما و پير طريقت.
درد نيش، كنايه است از دردها و تألّمات طريق سلوك.
مولانا در اين حكايت از مرد پرمدعايى سخن مىگويد كه هوس كرد در كسوت اهل سلوك در طريق تهذيب قدم بردارد، لذا به رسم اهل طريق در خدمت پير مراد، گردن نهاد تا مگر از ارشادات او، وى را ارشادى حاصل آيد.
قرآن كريم منازل سلوك و معرفة اللّه را به مناسبت موضوع، متفاوت نقل كرده است. اهل عرفان نيز منازل سلوك را «با اجمال و تفسير» به اختلاف بيان كردهاند. ما در اينجا منازل سلوك را از كتاب «دعاى سحر» امام خمينى رحمه اللّه نقل مىكنيم كه با استناد در طريقه سلوك شيخ الأنبيا، حضرت ابراهيم ٧ چنين آمده است:
بدانكه اگر كسى با قدم معرفت سلوك الى اللّه كند، به هدف نهايى خود نخواهد رسيد و در احديث جمع، مستهلك نخواهد شد و پروردگار مطلق خود را مشاهده نخواهد كرد.
مگر آنكه در مقام سلوك منزلها و درجهها و مرحلهها و معراجهايى از خلق به سوى حق مقيّد را پشت سر بگذارد و كمكم قيد را زايل كند و از نشأهاى به نشأه ديگر و از منزلى به منزل ديگر منتقل شود تا آنكه به حق مطلق منتهى گردد. چنانكه در كتاب الهى به آن اشاره شده است و نحوه سلوك شيخ الأنبياء، حضرت ابراهيم ٧ اينچنين بوده است آنجا كه مىفرمايد:
«چون تاريكى شب او را فراگرفت ستارهاى را ديد و گفت همين است پروردگار من (تا آنجا كه مىگويد:) ... من روى خود به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را از عدم بهوجود آورد. و از بتان كناره گرفتم و اسلام آوردم و من از مشركان نيستم.»[١]
و بدين ترتيب آن حضرت به تدريج از ظلمات عالم طبيعت به عالم ربوبيت
[١] - انعام: ٧٥ الى ٧٩