بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٧٢ - * وجدان توحيدى * وجدان عملى * وجدان اخلاقى
شناخت خوبىها و بدىها از راه تعليم و تربيت جزئى از وظيفه پيغمبران و راهبران دينى و مربيان دلسوز جامعه و قبل از همه اينها در محدوده خانه وظيفه پدر و مادر است؛ مثلا احترام به بزرگان، دستگيرى از افتادگان، رسيدگى به وضعيت معيشتى تهىدستان و ... ازدواج با محارم، خوردن مشروبات الكلى، معامله ربوى و ... از جمله خوبىها و بدىهايى هستند كه انسان تربيت يافته به آنان آگاهى پيدا خواهد كرد.
اما بخشى از خوبىها و بدىها هست كه آگاهى به آنها نياز به تعليم و تربيت ندارد، همه انسانها از هر رنگ و ملّيتى حسن و قبح اين اعمال را مىدانند؛ زيرا تشخيص حسن و قبح اين كارها ريشه در نيروى درّاكهاى دارد به نام «وجدان» لذا اين بخش از خوبىها و بدىها را «وجدانيات» مىگويند؛ يعنى حقايقى كه حسن و قبح آنها را وجدان بدون واسطه و تعليم و تربيت درك مىكند و حكمش را نسبت به آن صادر مىنمايد. در تقسيم كلى، وجدان را مىتوان به سه قسمت تقسيم كرد:
* وجدان توحيدى* وجدان عملى* وجدان اخلاقى
وجدان توحيدى، يا فطرت توحيدى، همان شعور مخفى در جان انسان را گويند كه بهويژه در مقاطع حساس زندگى، ناخواسته انسان را به سوى آفريدگار جهان متوجه مىكند.
... فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ...[١]
«اين فطرتى است كه خدا انسانها را بر آن آفريده و دگرگونى در آفرينش خدا نيست.»
وجدان عملى، همان شعور مخفى را گويند كه بدون دخالت عوامل خارجى مىتواند بخشى از حسن و قبح كارها را تشخيص دهد؛ مثلا وجدان عملى مىداند
[١] - روم: ٣٠