بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٦١ - استنتاج
قابل تأمّل است؛ از آن جمله: نكته بسيار مهم نقش شنوايى در زندگى مادى و معنوى انسان است. قبل از بررسى اين نكته بايد بگوييم: يكى از مهمترين حسّ در وجود انسان، حسّ شنوايى است، اين حس با كمك دستگاه گيرندهاى بنام «گوش» نقش بسيار ارزندهاى را در زندگى انسان ايفا مىكند كه يكى از وظايف ارزنده اين حس دريافت خواستهاى ديگران در قالب سخن است، باتوجه به اين نقش ارزشمند حسّ شنوايى است كه قرآن در ماجراى سير تكاملى نطفه مىفرمايد:
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً[١]
«ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم و او را مىآزماييم- لذا- او را شنوا و بينا قرار داديم.»
و از آنجا كه انسان بىارتباط با مسائل معنوى نيست، بلكه همه امكانات و وسايل ظاهرى مستمسكى براى به جريان انداختن وسايل و امكانات معنوى است، خداوند براى نفس بهيمه انسان نيز گوشى قرار داده است كه در اصطلاح عرفا به آن گوش دل، گوش جان و گوش باطن مىگويند.
انسان در رابطه با حسّ شنوايى (اعم از ظاهرى و باطنى)، از چهار حال خارج نيست:
اول: گوش ظاهرش شنوا، گوش باطنش ناشنوا.
دوم: گوش ظاهر و باطنش ناشنوا.
سوم: گوش ظاهرش ناشنوا، گوش باطنش شنوا.
چهارم: گوش ظاهر و باطنش شنوا.
قرآن كريم در مورد گروه اول مىفرمايد:
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ[٢]
«و همانند كسانى نباشيد كه مىگفتند: شنيديم ولى- با ترتيب اثر ندادن به
[١] - انسان: ٢
[٢] - انفال: ٢١