بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٦٣ - استنتاج
همه همت و تلاش سفيران الهى اين بود كه حس شنوايى جان انسانها را از بهرهدهى كافى برخوردار سازند؛ زيرا گوش سر، دروازه عبور سخنان حق و باطل است و گوش دل دروازه عبور سخنان حق فقط. اگر دروازه گوش دل بسته باشد، اختلاط سخنان حق و باطل در ذهن انسان نتيجهاى جز برداشتهاى غلط، پيشداورىهاى خلاف، قياسهاى ناروا و ... نخواهد داشت؛ چنانكه قرآن درباره اينگونه افراد مىفرمايد:
الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً.[١]
«آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم شده، با اينحال گمان مىكنند كار نيك انجام مىدهند.»
*** مولانا در اين حكايت با اشاره به اين حقيقت مىفرمايد:
|
گوش حسّ تو به حرف ار درخواست |
دان كه گوش غيبگير تو كر است |
|
گرچه گوش سر تو دروازه خوبى براى ورود سخنان حق و باطل است ولى چون دروازه غيبگير تو؛ يعنى گوش دلت بسته و ناشنوا است و قدرت استماع سخنان حق را ندارد، گرفتار چنين پندارهاى ناروا شدهاى.
[١] - كهف: ١٠٤