بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤١٠ - حكايت ٨١ بر محك زن كار خود اى مرد كار # تا نسازى مسجد اهل ضرار
حكايت ٨١
|
بر محك زن كار خود اى مرد كار |
تا نسازى مسجد اهل ضرار |
|
در عهد رسول گرامى اسلام ٦، منافقان در باطن به قصد «ايجاد تفرقه در ميان مسلمانان» و در ظاهر با شعار «خدمت به مسلمانان» مسجدى به ظاهر زيبا در كنار مسجد پيغمبر بنا كردند و براى منحرف كردن اذهان مردم، خدمت پيغمبر رسيده، ملتمسانه از او خواستند كه قدمرنجه كند و به مسجد آنان درآيد تا از بركت قدوم حضرتش مسجدشان همواره فرخنده گردد!
منافقان خدمت پيغمبر ٦ عرضه داشتند: يا رسول اللّه ٦ ساعتى به مسجد ما تشريف بياور، درون ما را پاك كن و ما را به نام نيك معروف گردان، مسجد و اهل مسجد را مورد نوازش خويش قرار ده؛ زيرا تو همچون ماه تابانى و ما همچون شب تار. با ما همنشينى كن تا شب ما از جمال تو همچون روز روشن شود.
منافقان افسونهاى زيادى بر پيغمبر خواندند و اسب نيرنگ و فريب را به تاختوتاز درآوردند. ولى پيغمبر مهربان پاسخ آنان را با تبسّم مىداد و از آنان تشكر مىكرد درحالىكه همه نيرنگهاى منافقان پيش پيغمبر ٦ همچون مويى در شير آشكار بود. سرانجام پيامبر اسلام ٦ به امر خدا دستور داد آن مسجد را از بيخ ويران ساختند و به زبالهدانى تبديلش كردند!
|
پس نبى فرمود كان را بركنند |
مطرحه خاشاك و خاكستر كنند |
|