بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٢٣ - استنتاج
حكايت ٦٣
|
توبه كن وز خورده استفراغ كن |
ور جراحت كهنه شد رو داغ كن |
|
نابينايى به ناله همى گفت: اى مردم من داراى دو كورى هستم، لذا كمكتان را نسبت به من دو برابر كنيد.
بدو گفتند: يك كوريت را كه نابينايى چشم تو است مىبينيم كورى ديگرت را به ما بنمايان
نابينا گفت: كورى دوّم من صداى ناهنجار و ناخوش من است كه باعث اندوهگين شدن مردم مىشود و محبت مردم را نسبت به من كم مىكند.
اين عرض حال و اعتراف به عيب خود، از طرف نابينا و در واقع لطافت آواز دلش سبب شد كه صداى حنجره او را خوشايند كند؛ بهطورىكه مردم يك دل نسبت به او ترحّم آوردند.
|
وانكه آواز دلش هم بد بود |
آن سه كورى دورى سرمد بود |
|
استنتاج
اعتراف به گناه، برعكس آنچه كه بعضىها تصور مىكنند. نشاندهنده روح بزرگ و با كرامت انسان معترف است، هركسى داراى اين مرحله از روح بزرگ نيست كه با اعتراف به خطا، در صدد جبران گذشته خود برآيد. پوزش مىطلبم،