بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٢٥ - استنتاج
«و گروهى ديگر به گناهان خود اعتراف كردند و اعمال صالح و ناصالحى را به هم آميختند، اميد مىرود كه خداوند توبه آنها را بپذيرد، خداوند غفور و رحيم است.»
با نزول اين آيه پيغمبر متوجه شد كه توبه اين سه مسلمان، پذيرفته شد آنگاه حضرت به مسجد رفت و با دست مباركش طناب از دست و پاى آنها گشود.[١]
... وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.[٢]
«و همگى به سوى خدا بازگرديد اى مؤمنان تا رستگار شويد.»
*** مولانا در اين حكايت از مردى سخن مىگويد كه گرچه به ظاهر چشم سرش نابيناست ولى چشمان دل بينايى دارد و گرچه صداى او ناهنجار است ولى آواز دلى دلنشين دارد؛ زيرا اعتراف او به اين دو عيب، خود نشاندهنده روح بزرگ آن مرد است ولى سؤال اين است كه آيا دو كورى؛ يعنى محروم شدن از نعمت بينايى و صوت زيبا، انسان را از رحمت خدا دور مىكند و در واقع انسان را به كورى سوم مبتلا مىسازد؟
قرآن مىفرمايد: چنين نيست؛ زيرا لازمه فقدان بصر، فقدان بصيرت نيست، بسا يكى چشم سرش نابيناست ولى چشمان دلش روشن و بيناست؛ چنانچه در مورد «عبد اللّه بن امّ مكتوم» كه مرد نابينايى بود، قرآن شهادت به بينايى دلش مىدهد و سوره عبس در منزلت او نازل مىشود و رسول خدا پس از اين ماجرا «عبد اللّه» را همواره مورد لطف خود قرار مىداد و وقتى كه او را مىديد مىفرمود:
«مرحبا بمن عاتبني فيه ربّي».[٣]
«آفرين بر كسى كه خداوند به خاطر او مرا مورد عتاب قرار داد.»
[١] - تفسير مجمع البيان، ذيل آيه ١٠٢ سوره توبه.
[٢] - نور: ٣١
[٣] - تفسير مجمع البيان، ذيل آيه دوم سوره عبس.