بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٥٢ - معنى و تعريف«فنا»
يكى از مباحث مورد توجه مولانا در مثنوى، مبحث «فنا» و نيستى است. اينكه منظور از فنا چيست؟ و برداشت اهل عرفان از اين كلمه چه مىباشد؟ مطالبى است كه بهتر است بعد از آشنايى بيشتر با معنا و تعريف «فنا» به آن پرداخته شود.
معنى و تعريف «فنا»
فنا- از ماده «نفد»، به معناى تمام شدن، سپرى گشتن و نيست گرديدن است.
و در اصطلاح اهل عرفان؛ يعنى زوال شعور سالك است بر اثر استيلاى ظهور حق بر باطن وى. يا به تعبيرى ديگر:
سقوط و زوال اوصاف مذموم در مقابل «بقا» كه وجود و پديد آمدن اوصاف محمود است. فنا در شيخ كه عبارت از تبديل و تحوّل صفات مريد است، به صفات شيخ و به عبارت ديگر: فنا مريد است در مراد كه اوّلين مرتبت فنا مىباشد.
فناى فى اللّه كه تبديل صفات بشريت به صفات حق تعالى و خصايص الهى است.- و آن- يكى از مراتب قوه عقل عملى است، و آن بيرون آمدن از خودبينى و مقصور گردانيدن نظر است بر ملاحظه عظمت و جلال خدايى، به نحوى كه همه موجودات و كمالات آنها را مستهلك و ناچيز ببينند در جنب وجود و كمالات ذات بارى تعالى، پس هر وجودى و هر علم و قدرتى را مستهلك در وجود علم و قدرت ذات واجبالوجود بيند، مانند استهلاك نور ستارگان در جنب نور آفتاب.[١]
با توجه به معنا و تعريف «فنا» اكنون به يكى از مراحل اهل سلوك، كه مرحله «فنا» است مىپردازيم و «فنا» نيز بر دو گونه است:
اول: فناى اجبارى، كه شامل همه موجودات خواهد شد؛ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد:
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ؛[٢] «همه كسانى كه بر روى زمين هستند، فانى خواهند شد.»
[١] - فرهنگ معين.
[٢] - الرحمان: ٢٦